ترجمه "vantage" به فارسی
برتری, تفوق, مجال بهترین ترجمه های "vantage" به فارسی هستند.
vantage
verb
noun
دستور زبان
An advantage. [..]
-
برتری
nounMy vantage was awful, I would've missed him.
نسبت بهش برتری نداشتم ، از دستش میدادم
-
تفوق
noun -
مجال
-
ترجمه های کمتر
- جای خوب
- دیدگاه،نقطه نظر
- فرصت (بیشتر به صورت vantage point به کار می رود)
- موقعیت مناسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vantage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vantage" با ترجمه به فارسی
-
دیدگاه · دیدگاه،نقطه نظر · لحاظ · نظر · نقطه نظر
-
(در مورد تماشا) جای خوب · (در مورد عمل) موقعیت مساعد · دیدگاه خوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن