ترجمه "vanquisher" به فارسی
غلبه کننده, فاتح, پیروز بهترین ترجمه های "vanquisher" به فارسی هستند.
vanquisher
noun
دستور زبان
Someone who vanquishes; a conqueror. [..]
-
غلبه کننده
noun -
فاتح
noun -
پیروز
noun proper adjectiveTo conquer, said Christophe, you must vanquish, you must live.
کریستف گفت: بری تصرف کردن باید پیروز شد، باید زندگی کرد.
-
غالب
nounhis nearness, self assurance, and the good natured tenderness of his smile vanquished her.
نزدیکی و اطمینان و مهربانی سادهدلانه لبخندش بر او غالب گردید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanquisher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vanquisher" با ترجمه به فارسی
-
شکست پذیر · غلبه کردنی · پیروز شدنی
-
(احساسات و غیره) سرکوب کردن · در هم کوبیدن · درهم شکستن · شکست دادن · مسلط شدن بر · مضمحل کردن · مغلوب کردن · منهزم کردن · مهار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن