ترجمه "venom" به فارسی
زهر, سم, بدخواهی بهترین ترجمه های "venom" به فارسی هستند.
venom
verb
noun
دستور زبان
a poison wielded by an animal, usually injected into an enemy or prey by biting or stinging; atter [..]
-
زهر
nounform of toxin secreted by an animal for the purpose of causing harm to another; poisonous substance injected by animals into a victim
The same arm had been pierced by a venomous foot long fang not long afterward.
مدتی پس از آن حادثه یک نیش سی سانتی متری زهر الود در همان دستش فرو رفت.
-
سم
nounMy body was too excited, too eager, my muscles tense and the venom flowing.
بسیار هیجان زده بودم، بدنم بسیار مشتاق بود، ماهیچههایم منقبض شده بودند و سم جریان داشت.
-
بدخواهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- کینه
- نفرت
- بغض
- آریغ
- بداندیشی
- عناد
- عداوت
- بدجنسی
- لج
- کین
- (فقط در مورد مار و دیگر جانوران) زهر
- (نادر) هر نوع زهر
- کینه توزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "venom"
عباراتی شبیه به "venom" با ترجمه به فارسی
-
زهرالود · زهردار
-
(جانور) زهرین · بدخواه · زهرآگین · زهردار · سمی · عداوت آمیز · نیش دار · کینه توز · کینه توزانه
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
-
زهراگینی · سمیت
-
مارهای زهرآگین
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن