ترجمه "venomous" به فارسی

زهرآگین, سمی, زهردار بهترین ترجمه های "venomous" به فارسی هستند.

venomous adjective دستور زبان

Full of venom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهرآگین

    Frodo thought that he heard a faint hiss as of venomous breath and felt a thin piercing chill.

    فرودو تصور کرد که صدای هیس هیس ضعیفی را شنید که به صدای صفیر ما ری زهرآگین شبیه بود و سرمای گزندهای را احساس کرد.

  • سمی

    the venom in your eyes will dissolve them in a few hours.

    سمی که توی چش مات هست او نارو تا چند ساعت دی گه از بین می بره.

  • زهردار

  • ترجمه های کمتر

    • بدخواه
    • (جانور) زهرین
    • عداوت آمیز
    • نیش دار
    • کینه توز
    • کینه توزانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " venomous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "venomous" با ترجمه به فارسی

  • زهرالود · زهردار
  • زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
  • زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
  • (فقط در مورد مار و دیگر جانوران) زهر · (نادر) هر نوع زهر · آریغ · بداندیشی · بدجنسی · بدخواهی · بغض · زهر · سم · عداوت · عناد · لج · نفرت · کین · کینه · کینه توزی
  • زهراگینی · سمیت
  • مارهای زهرآگین
  • زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
  • (فقط در مورد مار و دیگر جانوران) زهر · (نادر) هر نوع زهر · آریغ · بداندیشی · بدجنسی · بدخواهی · بغض · زهر · سم · عداوت · عناد · لج · نفرت · کین · کینه · کینه توزی
اضافه کردن

ترجمه های "venomous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه