ترجمه "venomed" به فارسی
زهرالود, زهردار بهترین ترجمه های "venomed" به فارسی هستند.
venomed
adjective
دستور زبان
containing venom [..]
-
زهرالود
-
زهردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venomed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "venomed" با ترجمه به فارسی
-
(جانور) زهرین · بدخواه · زهرآگین · زهردار · سمی · عداوت آمیز · نیش دار · کینه توز · کینه توزانه
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
-
(فقط در مورد مار و دیگر جانوران) زهر · (نادر) هر نوع زهر · آریغ · بداندیشی · بدجنسی · بدخواهی · بغض · زهر · سم · عداوت · عناد · لج · نفرت · کین · کینه · کینه توزی
-
زهراگینی · سمیت
-
مارهای زهرآگین
-
زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
-
(فقط در مورد مار و دیگر جانوران) زهر · (نادر) هر نوع زهر · آریغ · بداندیشی · بدجنسی · بدخواهی · بغض · زهر · سم · عداوت · عناد · لج · نفرت · کین · کینه · کینه توزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن