ترجمه "verdant" به فارسی

سبز, نورسته, ناپخته بهترین ترجمه های "verdant" به فارسی هستند.

verdant adjective دستور زبان

Green in colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سبز

    noun

    In the middle of the grass one observes an uprooted tree bole which liesthere all verdant

    میان علفها تنه درختی ریشهکن شده بر زمین افتاده است و سبز و خرم دیده میشود.

  • نورسته

  • ناپخته

  • ترجمه های کمتر

    • بی تجربه
    • سبز رنگ
    • سبز و خرم
    • پوشیده از گیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verdant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verdant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه