ترجمه "verdict" به فارسی
نظر, حکم, قضاوت بهترین ترجمه های "verdict" به فارسی هستند.
verdict
noun
دستور زبان
(law) A decision on an issue of fact in a civil or criminal case or an inquest. [..]
-
نظر
nounEdward had disputed their verdict, but I'd let it go.
ادوارد مخالف نظر آنها بود، ولی من کوتاه آمده بودم.
-
حکم
nounHe seemed numb with shock at the verdict.
به نظر میرسید حکم کمیته ضربهی جبرانناپذیری به هاگ رید وارد کرده است.
-
قضاوت
nounShe retires a little way off to consider her verdict.
او دوباره تلاش مي کند که قضاوت خود را بررسي کند.
-
ترجمه های کمتر
- فرداد
- ویچار
- داوری
- (حقوق) حکم دادگاه
- حکم قاضی
- حکم هیئت منصفه
- رای دادگاه
- رای هیئت منصفه
- هفصنم تليه یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verdict " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "verdict"
عباراتی شبیه به "verdict" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق - اسکاتلند) رای اثبات نشده ی دادگاه · فاقد دلیل کافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن