ترجمه "verdigris" به فارسی
زنگار, (شیمی) استات مس (که به عنوان رنگدانه به کار می رود) بهترین ترجمه های "verdigris" به فارسی هستند.
verdigris
verb
noun
دستور زبان
A blue-green patina that forms on copper-containing metals. [..]
-
زنگار
nounin hot weather tarnished verdigris, copper colour or orange as metal does in a fog.
درخشش زنگار آن در هوای داغ، به رنگ مسی یا پرتقالی است مثل آنچه در هوای مهآلود بر سر فلز میآید.
-
(شیمی) استات مس (که به عنوان رنگدانه به کار می رود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verdigris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "verdigris"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن