ترجمه "verdured" به فارسی

باطراوت, سرسبز, تازه بهترین ترجمه های "verdured" به فارسی هستند.

verdured adjective دستور زبان

Covered with verdure; green and lush; verdant.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باطراوت

  • سرسبز

    Also Azrak was a famous place, queen of these oases, more beautiful than Amruh, with its verdure and running springs.

    و نیز ازرق محل مشهوری بود، و بهترین منطقه این چشمهسارها به شمار میآمد. آنجا، از عمرو با درختان سرسبز و چشمهسارهای روانش زیباتر بود.

  • تازه

    adjective
  • دارای رنگ سبز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verdured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verdured" با ترجمه به فارسی

  • سبز و خرم · سرسبز · شکوفا · وابسته به گیاهان سبز · پرگیاه · پوشیده از گیاه · گیاهی
  • خرمی · رستنی ها · رونق · سبز و خرمی · سبزه · سبزی · سرسبزی · شکوفایی · طراوت · پویایی · گلخانه · گیاهان · گیاهان سبز
اضافه کردن

ترجمه های "verdured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه