ترجمه "vest" به فارسی
ژیلت, جلیقه, لباس بهترین ترجمه های "vest" به فارسی هستند.
vest
verb
noun
دستور زبان
(now rare) A loose robe or outer garment worn historically by men in Arabic or Middle Eastern countries. [..]
-
ژیلت
garment worn over a shirt
-
جلیقه
nounSo, naturally, I had my vest and my identification.
پس بطور معمول، جلیقه تنم و کارت شناساییم همراهم بود.
-
لباس
nouni dont know. the chance to catch juanes sweaty vest
من نميدونم ، شانس گرفتن لباس خيس خوان
-
ترجمه های کمتر
- زیرپوش
- لباچه
- زیرپیراهنی
- کسوت
- سپردن
- رسیدن
- دادن
- (اختیار و غیره) دادن
- (به ویژه دخترانه) زیرپیراهنی
- (دوران چارلز دوم) ردای بلند
- (ملک و غیره) اعطا کردن
- (مهجور) جامه
- (نادر) جامه ی بلند
- به عهده ی کسی گذاشتن
- خط واحد
- لباس پوشیدن (به ویژه لباس کشیشی)
- محول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vest"
عباراتی شبیه به "vest" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) محرز · (یک دست لباس مردانه) جلیقه دار · بی چون و چرا · جامه پوشیده · مسلم · مطلق · ملبس (به ویژه به کسوت روحانی)
-
ژاکت بدون آستین
-
مقرری از پیش تعیین شده
-
جلیقه ی نجات
-
(وابسته به) جیب جلیقه · (کوچکتر از جیبی) جیبچه ای · به اندازه ی جیب جلیقه · نیمه جیبی · کوچک
-
(جمع) دستجات ذینفع · ادعای مستدل و محرز · حق مسلم · ذینفع · علایق خصوصی · مالکیت مطلق · منفعت شخصی · نفع شخصی · گروه دارای منافع و اغراض خصوصی
-
جیب جلیقه
-
حق استفاده ی کارمند از حقوق بازنشستگی حتی در صورت تغییر شغل یا بازنشستگی پیش از موعد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن