ترجمه "vesting" به فارسی
حق استفاده ی کارمند از حقوق بازنشستگی حتی در صورت تغییر شغل یا بازنشستگی پیش از موعد ترجمه "vesting" به فارسی است.
vesting
verb
noun
دستور زبان
(law) The entitlement of an employee to receive the full benefit of a pension at normal retirement age or a reduced pension upon early retirement even upon change of employer before retirement. [..]
-
حق استفاده ی کارمند از حقوق بازنشستگی حتی در صورت تغییر شغل یا بازنشستگی پیش از موعد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vesting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vesting" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) محرز · (یک دست لباس مردانه) جلیقه دار · بی چون و چرا · جامه پوشیده · مسلم · مطلق · ملبس (به ویژه به کسوت روحانی)
-
ژاکت بدون آستین
-
(اختیار و غیره) دادن · (به ویژه دخترانه) زیرپیراهنی · (دوران چارلز دوم) ردای بلند · (ملک و غیره) اعطا کردن · (مهجور) جامه · (نادر) جامه ی بلند · به عهده ی کسی گذاشتن · جلیقه · خط واحد · دادن · رسیدن · زیرپوش · زیرپیراهنی · سپردن · لباس · لباس پوشیدن (به ویژه لباس کشیشی) · لباچه · محول کردن · ژیلت · کسوت
-
مقرری از پیش تعیین شده
-
جلیقه ی نجات
-
(وابسته به) جیب جلیقه · (کوچکتر از جیبی) جیبچه ای · به اندازه ی جیب جلیقه · نیمه جیبی · کوچک
-
(جمع) دستجات ذینفع · ادعای مستدل و محرز · حق مسلم · ذینفع · علایق خصوصی · مالکیت مطلق · منفعت شخصی · نفع شخصی · گروه دارای منافع و اغراض خصوصی
-
جیب جلیقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن