ترجمه "vestment" به فارسی
لباس, ردا, پوشاک بهترین ترجمه های "vestment" به فارسی هستند.
vestment
noun
دستور زبان
A robe or gown worn as an indication of office [..]
-
لباس
nounMonsieur Bournisien, in full vestments, was singing in a shrill voice.
آقای بور نی زین با لباس تمام روحانی و با صدایی زیر و گوش خراش میخواند
-
ردا
pick up a soutane and vestments.
ردا و جامهی کشیشی را بیاورد.
-
پوشاک
noun
-
ترجمه های کمتر
- کسوت
- (به ویژه جامه ی رسمی یا روحانی) جامه
- لباس رسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vestment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vestment"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن