ترجمه "vested" به فارسی
(حقوق) محرز, (یک دست لباس مردانه) جلیقه دار, بی چون و چرا بهترین ترجمه های "vested" به فارسی هستند.
vested
adjective
verb
دستور زبان
(The addition of quotations indicative of this usage is being sought): (law) settled, fixed or absolute, with no contingencies. [..]
-
(حقوق) محرز
-
(یک دست لباس مردانه) جلیقه دار
-
بی چون و چرا
-
ترجمه های کمتر
- جامه پوشیده
- مسلم
- مطلق
- ملبس (به ویژه به کسوت روحانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vested " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vested" با ترجمه به فارسی
-
ژاکت بدون آستین
-
(اختیار و غیره) دادن · (به ویژه دخترانه) زیرپیراهنی · (دوران چارلز دوم) ردای بلند · (ملک و غیره) اعطا کردن · (مهجور) جامه · (نادر) جامه ی بلند · به عهده ی کسی گذاشتن · جلیقه · خط واحد · دادن · رسیدن · زیرپوش · زیرپیراهنی · سپردن · لباس · لباس پوشیدن (به ویژه لباس کشیشی) · لباچه · محول کردن · ژیلت · کسوت
-
مقرری از پیش تعیین شده
-
جلیقه ی نجات
-
(وابسته به) جیب جلیقه · (کوچکتر از جیبی) جیبچه ای · به اندازه ی جیب جلیقه · نیمه جیبی · کوچک
-
(جمع) دستجات ذینفع · ادعای مستدل و محرز · حق مسلم · ذینفع · علایق خصوصی · مالکیت مطلق · منفعت شخصی · نفع شخصی · گروه دارای منافع و اغراض خصوصی
-
جیب جلیقه
-
حق استفاده ی کارمند از حقوق بازنشستگی حتی در صورت تغییر شغل یا بازنشستگی پیش از موعد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن