ترجمه "vestige" به فارسی
اثر, نشانه, رد بهترین ترجمه های "vestige" به فارسی هستند.
vestige
noun
دستور زبان
The mark of the foot left on the earth; a track or footstep; a trace; a sign; [..]
-
اثر
noun -
نشانه
nounNo vestige of sunlight can penetrate as far as this.
هيچ نشانه اي از نور خورشيد توانايي نفوذ به اين عمق را ندارد
-
رد
nounmere insignificant vestiges of the initial inspiration.
رد و نشانهایی پیش پا افتاده از آن دوران الهام بخش آغازین بیرون از آن حصار .
-
ترجمه های کمتر
- باقیمانده
- بازمانه
- نشان
- (جمع) بقایا
- (زیست شناسی) اکارک (vestigium هم می گویند)
- رد پا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vestige " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن