ترجمه "vibratory" به فارسی

لرزانشی, نوشی, نویدنی بهترین ترجمه های "vibratory" به فارسی هستند.

vibratory adjective دستور زبان

Causing or exhibiting vibrations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزانشی

  • نوشی

  • نویدنی

  • وابسته به یا موجب ارتعاش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vibratory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vibratory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه