ترجمه "vicissitude" به فارسی
تحول, تغییرپذیری, تواتر بهترین ترجمه های "vicissitude" به فارسی هستند.
vicissitude
noun
دستور زبان
Regular change or succession from one thing to another, or one part of a cycle to the next; alternation; mutual succession; interchange. [..]
-
تحول
nouna thing barely tolerable only in some one brief vicissitude.
که فقط در تحول کوتاهی به زحمت قابل تحمل است.
-
تغییرپذیری
-
تواتر
-
ترجمه های کمتر
- (جمع) فراز و نشیب
- اشکال احتمالی
- اطمینان ناپذیری
- بی ثباتی
- تغییر و تبدیل
- دگرسان پذیری
- پستی و بلندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vicissitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن