ترجمه "vicious" به فارسی
شریر, بد, بدجنس بهترین ترجمه های "vicious" به فارسی هستند.
vicious
adjective
دستور زبان
Pertaining to vice; characterised by immorality or depravity. [..]
-
شریر
My eyes would blaze like vicious red flames for months?
چشمانم برای ماهها با شعلههای شریر قرمز میدرخشند.
-
بد
adjectiveHecame out with a vicious determination to do what he pleased.
بیرون که آمد با بد جنسی عزمش را جزم کرد که هر کاری خوش دارد بکند.
-
بدجنس
Her face flushed thinly, and she suddenly looked scrawny and spoiled and vicious.
صورتش کمی سرخ شده بود و ناگهان به نظر بدجنس، رذل و ننر میامد.
-
ترجمه های کمتر
- شریرانه
- وحشی
- بدخواهانه
- خطرناک
- خبیث
- معیوب
- جانانه
- بدطینت
- ناپسند
- سخت
- بدجنسانه
- بدخیم
- ستهم
- بدنهاد
- جنایی
- جانفرسا
- ناقص
- شدید
- خباثت آمیز
- شرارت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vicious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vicious" با ترجمه به فارسی
-
بد سگال
-
بدپرهون · حلقه ی معیوب · دایره ی خبیثه · دور باطل (vicious cycle هم می گویند)
-
بدپرهون · حلقه ی معیوب · دایره ی خبیثه · دور باطل (vicious cycle هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن