ترجمه "vigilance" به فارسی
مراقبت, هشیاری, حزم بهترین ترجمه های "vigilance" به فارسی هستند.
vigilance
noun
دستور زبان
Alert watchfulness. [..]
-
مراقبت
nounwho are seeking to evade the vigilance of the law and social fatality
تا خود را از مراقبت قانون و از شئامت اجتماع برهانند،
-
هشیاری
nounIn the meantime'constant vigilance, Potter. Constant vigilance.
در این میان هوشیاری مداوم و فراموش نکن، پاتر، هشیاری مداوم!
-
حزم
noun
-
ترجمه های کمتر
- ترصد
- نگاهبانی
- چالاکی
- حراست
- مواظبت
- گوش به زنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vigilance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vigilance" با ترجمه به فارسی
-
بیدار · مترصد · مراقب · مواظب · هشیار · هوشیار · گوش به زنگ
-
(مراسم شب زنده داری مذهبی) شمع · شمع نذری
-
(به ویژه برای دعا و غیره) شب زنده داری · (مذهبی) شب عزیز · احیا · بیدارمانی · دعای شب · شب احیا · شب عید · شب پایی · مراسم شب عید
-
(در موارد فوق العاده) کمیته ی حراست شهروندان (که به جای پلیس و یا در کنار آن کار می کند)
-
(به ویژه برای دعا و غیره) شب زنده داری · (مذهبی) شب عزیز · احیا · بیدارمانی · دعای شب · شب احیا · شب عید · شب پایی · مراسم شب عید
-
بیدار · مترصد · مراقب · مواظب · هشیار · هوشیار · گوش به زنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن