ترجمه "village" به فارسی
روستا, ده, دهکده بهترین ترجمه های "village" به فارسی هستند.
a rural habitation of size between a hamlet and a town. [..]
-
روستا
nouna rural habitation of size between a hamlet and a town [..]
The doctor is known to everyone in the village.
دکتر در این روستا برای همه شناخته شده است.
-
ده
nouna rural habitation of size between a hamlet and a town
I walk through the village, familiarising myself with the layout.
داخل ده قدم میزنم تا با نقشه خیابانهایش آشنا بشوم.
-
دهکده
nounThey called the village New Amsterdam.
آنها به آن دهکده نیو آمستردام می گویند.
-
ترجمه های کمتر
- قشلاق
- قریه
- قريه
- آبادی
- روستاییان
- deh
- دستگرد
- دسکره
- کده
- اهل دهکده
- وابسته به دهات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " village " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a mainly residential district of Manhattan; `the Village' became a home for many writers and artists in the 20th century
-
روستا
The doctor is known to everyone in the village.
دکتر در این روستا برای همه شناخته شده است.
تصاویر با "village"
عباراتی شبیه به "village" با ترجمه به فارسی
-
دهدار
-
صنایع روستایی
-
کرکان بندر انزلی
-
روستاها
-
دهاتی · روستانشین · روستایی
-
دهکده شوم
-
جهان (که در اثر رسانه های همگانی و وسائل مسافرت سریع مثل دهکده ی کوچکی شده است) · دهکده ی جهانی
-
جولای دهکده