ترجمه "visional" به فارسی

رویایی, ناراستینه, تصوری بهترین ترجمه های "visional" به فارسی هستند.

visional adjective دستور زبان

Of or pertaining to vision [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رویایی

    adjective

    A vision, as it seemed to me, had risen at his side.

    به نظرم رسید که یک موجود رویایی در کنار او ظاهر شده؛

  • ناراستینه

  • تصوری

    He approached me with a vision of doing these things

    پیشم آمد با تصوری از انجام این کارها

  • ترجمه های کمتر

    • خیالی
    • غیر واقعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "visional" با ترجمه به فارسی

  • دید در شب
  • بينايي رايانهاي · بینایی رایانهای · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
  • دید کم
  • دوبینی · رجوع شود به diplopia
  • دوربین دید در شب
  • چشم انداز
  • (به ویژه زن) مه روی · بصیرت · بینایی · بینش · تصور · تصور کردن · تیناب · حس باصره · خواب و خیال · خوش جمال · خیال · در عالم خواب و خیال دیدن · درك رنگ · ديدن · دید · رؤیا · رازبینی · رویا · رویت · زیبا · شبح · منظره · مه پیکر · نظر · هاوند · چشم انداز · ژرف بینی
  • خط دید · مسیر دید
اضافه کردن

ترجمه های "visional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه