ترجمه "Vision" به فارسی

چشم انداز, بینایی, بینش بهترین ترجمه های "Vision" به فارسی هستند.

Vision
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم انداز

    Vision and experience are exactly what America needs.

    چشم انداز و تجربه دقیقا چیزی ـه که آمریکا نیاز داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vision " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vision verb noun دستور زبان

(uncountable) The sense or ability of sight. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینایی

    noun

    sense or ability of sight [..]

    Guess what? Their vision is really, really good.

    اما حدس بزنید؟ بینایی آنها خیلی خیلی خوب است.

  • بینش

    noun

    sense or ability of sight [..]

    This people was black and white, not only in vision, but by inmost furnishing:

    این نوع طرز تفکر در آنها نه تنها در بینش بلکه در نهاد هم عمیقا ریشه گرفته بود:

  • چشم انداز

    noun

    ideal or goal

    What's your vision for the next phase of this?

    چشم انداز شما از فاز بعدی این چیست؟

  • ترجمه های کمتر

    • دید
    • ديدن
    • منظره
    • رؤیا
    • رویا
    • خیال
    • تصور
    • بصیرت
    • شبح
    • زیبا
    • نظر
    • رویت
    • تیناب
    • رازبینی
    • هاوند
    • (به ویژه زن) مه روی
    • تصور کردن
    • حس باصره
    • خواب و خیال
    • خوش جمال
    • در عالم خواب و خیال دیدن
    • درك رنگ
    • مه پیکر
    • ژرف بینی

تصاویر با "Vision"

عباراتی شبیه به "Vision" با ترجمه به فارسی

  • دید در شب
  • بينايي رايانهاي · بینایی رایانهای · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
  • دید کم
  • دوبینی · رجوع شود به diplopia
  • دوربین دید در شب
  • خط دید · مسیر دید
  • تصوری · خیالی · رویایی · غیر واقعی · ناراستینه
  • دید دوچشمی
اضافه کردن

ترجمه های "Vision" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه