ترجمه "voiding" به فارسی

تخلیه, دفع بهترین ترجمه های "voiding" به فارسی هستند.

voiding noun verb دستور زبان

Present participle of void. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخلیه

    noun
  • دفع

    noun

    Void my sense of self.

    حواس پنج گانه رو از خودتون دفع کنيد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voiding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "voiding" با ترجمه به فارسی

  • باطل- بیاثر- بی اعتبار
  • (با: the) تهیگی · (بازی ورق) خالی بودن دست از ورق های خال بخصوصی · (حقوق) فاقد ارزش قانونی · (شغل) بلاتصدی · (نادر) تهی کردن · ابطال پذیر · از اعتبار قانونی انداختن 1 · باطل · باطل کردن · بطلان · بلااثر · بلااثر کردن · بی · بی اثر · بی اعتبار · بی فایده · بی نتیجه · بیرون ریختن · تخلیه کردن · تهی · تهی جا · جا · جای تهی · جای خالی · حفره · خارج شدن · خالی · خالی کردن · خلا · خنثی کردن · ریدن · سوراخ · شاشیدن · شکاف · عاری · عاطل · فاقد · فضای خالی · قضای حاجت کردن 0 · لغو کردن · ناحیه پوچ (اخترشناسی) · پست خالی 2 · پوچ · کاواک
  • (نشان های خانوداگی) میان تهی · باطل · بی اعتبار · فاقد اعتبار قانونی
  • نسبت خلا
  • نوع Void
  • لطاب
اضافه کردن

ترجمه های "voiding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه