ترجمه "waffle" به فارسی
وافل, کتره, تردیدآمیز بهترین ترجمه های "waffle" به فارسی هستند.
waffle
verb
noun
دستور زبان
(of birds) To move in a side-to-side motion and descend (lose altitude) before landing. Cf wiffle , whiffle . [..]
-
وافل
type of food typically eaten during breakfast.
I can't even make a waffle without one of your people bursting into my home with a gun.
حتی نمی تونم یه وافل درست کنم بدون اینکه افرادت... با یه تفنگ بریزن تو خونه من.
-
کتره
-
تردیدآمیز
-
ترجمه های کمتر
- یاوه
- (امریکا - سخن یا عمل) مبهم
- (انگلیس) پرت و پلا گفتن
- (نوعی خاگینه که در ماهیتابه ی مسطح دارای برآمدگی های شطرنجی سرخ می کنند و با شیره می خورند) وافل
- بی میل بودن
- تردید داشتن
- دارای طرح خانه خانه (مانند وافل)
- دودل بودن
- مردد بودن
- مرددانه حرف زدن
- پرت و پلا
- چرت و پرت
- چرت و پرت گفتن
- کتره گویی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waffle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "waffle"
عباراتی شبیه به "waffle" با ترجمه به فارسی
-
ماهیتابه ی دو سطحی برای سرخ کردن وافل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن