ترجمه "waft" به فارسی

نسیم, بو, رایحه بهترین ترجمه های "waft" به فارسی هستند.

waft verb noun دستور زبان

(ergative) to cause to float easily or gently through the air [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نسیم

    noun proper

    The excitement was growing perceptibly. Bitter words were tossed about. Something novel and stirring was wafted from all quarters;

    خشم و غضب علناز یاد میشد، حرفهای زننده در فضا میپیچید، از همهجا نسیمی جدید، نسیم تحریکی برمی خاست...

  • بو

    noun

    wafted itself across the yard from the little brew house,which stood beyond the kitchen.

    بو از آبجوخانة آن طرف حیاط، پشت آشپزخانه شنیده میشد.

  • رایحه

  • ترجمه های کمتر

    • وزاندن
    • وزیدن
    • دمش
    • قلاب
    • دم
    • (برای خبر رسانی و غیره) تکان دست یا سر
    • (در هوا یا بر سطح آب) به حرکت در آوردن
    • (مهجور- با تکان دست یا سر) علامت دادن
    • (نادر- کشتیرانی) مخابره با پرچم
    • (نرم و آرام از جای خود) بلند کردن یا شدن
    • حرکت موجی (دست یا سر)
    • نرم باد
    • وزش ملایم
    • وزش نسیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waft " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "waft"

اضافه کردن

ترجمه های "waft" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه