ترجمه "warfare" به فارسی

جنگ, جنگاوری, مبارزه بهترین ترجمه های "warfare" به فارسی هستند.

warfare verb noun دستور زبان

Military operations of some particular kind e.g. guerrilla warfare [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ

    noun

    Now, Jimmy, even you wouldn't release germ warfare.

    در حال حاضر ، جیمی ، حتی شما می جنگ جوانه آزاد نیست.

  • جنگاوری

    noun

    Most humans know nothing of true warfare.

    بیشتر انسانها هیچ چیز از جنگاوری نمی دونن.

  • مبارزه

    They might not be able to repel us with magic, but they are well versed in other forms of warfare.

    آنها نمیتوانند با جادو ما را پس بزنند، اما در شیوههای دیگر مبارزه خیلی ماهرند.

  • ترجمه های کمتر

    • محاربه
    • نزاع
    • پیکار
    • جنگ پردازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warfare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "warfare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "warfare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه