ترجمه "Warehouse" به فارسی
انبار, انبار, مخزن بهترین ترجمه های "Warehouse" به فارسی هستند.
Warehouse
-
انبار
verb nounWe'll put thousands of people on the warehouse floor, the stadium floor.
ما هزاران انسان را کف انبار، کف استادیوم می گذاریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Warehouse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
warehouse
verb
noun
دستور زبان
A place for storing large amounts of products (wares). In logistics, a place where products go to from the manufacturer before going to the retailer. [..]
-
انبار
nounA place for storing large amounts of products
We'll put thousands of people on the warehouse floor, the stadium floor.
ما هزاران انسان را کف انبار، کف استادیوم می گذاریم.
-
مخزن
nounI hear all that stuff winds up in a warehouse somewhere.
شنيدم مخزن خون رزرو خالي شده
-
کالاسرای
-
ترجمه های کمتر
- تیم
- انبارکردن
- بارخانه
- تیمچه
- نهندره
- (انگلیس) فروشگاه بزرگ
- (تداعی منفی کودک یا محجور و غیره را) در محل ناخوشایند (مثلا بیمارستان بزرگ یا خانه ی سالمندان) نگهداری کردن
- (کالا و فرآورده) انبار
- anbar kala
- انبار گمرک
- در کالاسرای گذاشتن
- فروشگاه عمده فروشی
تصاویر با "Warehouse"
عباراتی شبیه به "Warehouse" با ترجمه به فارسی
-
تحویل در انبار فروشنده
-
مخازن · مخزن
-
انبار گمرک · مخزن
-
انبار داده
-
انبار رسمی و ضمانت دار (که متعهد است کلیه ی مالیات های مربوطه را پس از فروش کالای انبار شده پرداخت کند)
-
انبار داده
-
افستیا · بيد انباري گرمسيري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن