ترجمه "ware" به فارسی
جنس, متاع, مواظب بهترین ترجمه های "ware" به فارسی هستند.
ware
adjective
verb
noun
دستور زبان
(poetic) aware [..]
-
جنس
noun -
متاع
noun -
مواظب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- محصول
- پارچه
- سفالینه
- منسوج
- فرآورده
- افزار
- هشیار
- کالا
- محتاط
- ابزار
- باخبر
- مطلع
- وسیله
- (اسکاتلند و شمال انگلیس) هدر دادن
- (انگلیس) سیب زمینی درشت
- (به ویژه شکار) پاییدن (و احترازکردن)
- (قدیمی)
- (معمولا جمع) کالا (به ویژه در مغازه)
- (معمولا در ترکیب) - آلات
- اثر (آثار) ادبی یا هنری
- اجناس
- با پروا
- جنس (اجناس)
- حذر کردن
- حرام کردن
- خدمت (خدمات)
- دور نگر
- رجوع شود به aware
- ظروف سفال
- مواظب بودن (برای اجتناب یا تعقیب)
- گوش بزنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ware " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ware
proper
A town in Hertfordshire, England [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ware" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ware در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ware" با ترجمه به فارسی
-
اجناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن