ترجمه "wardrobe" به فارسی
کمد, اشکاف, قفسه بهترین ترجمه های "wardrobe" به فارسی هستند.
wardrobe
verb
noun
دستور زبان
A cabinet in which clothes may be stored. [..]
-
کمد
nounmovable furniture for storing clothes [..]
Lissy takes a deep breath, then opens the wardrobe door.
لیزی نفسی عمیق کشید و سپس در کمد را باز کرد.
-
اشکاف
movable furniture for storing clothes [..]
-
قفسه
nounstorage cabinet
You should buy a Downton wardrobe and leave it here.
بايد يه قفسه لباس مخصوص دانتون بگيري رو بذاري اينجا.
-
ترجمه های کمتر
- ىتخر اج
- جامه خانه،؛ رختخانه؛ انبار البسه
- پوشاک
- رختگاه
- (به ویژه در تئاتر) اتاق جامه ها
- (تئاتر) مجموعه ی لباس ها
- (دربار و خانه های اشرافی) جامه دار خانه
- (کلیه ی لباس های یک شخص - جامه های فصل یا جامه هایی برای هدف بخصوص) رخت و لباس
- جامه ها
- خزانه ی رخت
- رخت انبار
- پستو (که در آن لباس می آویزند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wardrobe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wardrobe" با ترجمه به فارسی
-
صندوق لباس · چمدان بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن