ترجمه "washed-out" به فارسی

(در اثر شستن) رنگ رفتگی, (عامیانه) خسته, بی حال بهترین ترجمه های "washed-out" به فارسی هستند.

washed-out adjective

lacking colour, as if faded [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در اثر شستن) رنگ رفتگی

  • (عامیانه) خسته

  • بی حال

  • ترجمه های کمتر

    • بی دل و دماغ
    • بی رمق
    • رقیق
    • رنگ پریده
    • فرسوده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " washed-out " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "washed-out" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه