ترجمه "washed-up" به فارسی

از پا افتاده, تباه, شسته بهترین ترجمه های "washed-up" به فارسی هستند.

washed-up adjective دستور زبان

no longer capable, effective or needed; over the hill [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از پا افتاده

  • تباه

  • شسته

    Ma and Rose of Sharon washed up the dishes and piled them on the table.

    مادر و رزا شارن ظرفها را شسته و روی میز چیدند

  • ترجمه های کمتر

    • فرسوده
    • پاک
    • کار از کار گذشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " washed-up " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "washed-up" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکای شمالی) شستن دست و صورت · (بریتانیا) شستن ظروف پس از استفاده · به ساحل آورده شدن (فرد یا جسمی توسط آب)
اضافه کردن

ترجمه های "washed-up" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه