ترجمه "washer" به فارسی
واشر, شوینده, زداگر بهترین ترجمه های "washer" به فارسی هستند.
washer
noun
دستور زبان
Something that washes; especially an appliance such as a washing machine or dishwasher. [..]
-
واشر
nounthin plate with a hole, normally used to distribute the load of a threaded fastener
The washer in the foot valve,' Velutha said.
ولو تا گفت: واشر راه آب خراب رود.
-
شوینده
I was made head washer at seventeen.
تو 17 سالگی تونستم شوینده ی سر. درست کنم
-
زداگر
-
ترجمه های کمتر
- گازر
- پولک
- (مکانیک) واشر
- دستگاه گاز شویی
- شستشو کننده
- ماشین رختشویی
- ماشین ظرفشویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " washer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "washer"
عباراتی شبیه به "washer" با ترجمه به فارسی
-
واشر
-
تجهیزات پاکیزهسازی · شستشوكنندهها · پاككنندهها · پاككنندههاي با خلا صنعتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن