ترجمه "wasted" به فارسی
خراب, (امریکا- خودمانی), استخوانی بهترین ترجمه های "wasted" به فارسی هستند.
wasted
adjective
verb
دستور زبان
Not profitably used. [..]
-
خراب
adjective nounOh,thunder, let's not waste our good time thinking about 'em!
گور پدرشان، حال خوش خودمان را با فکر کردن درباره این آدمها خراب نکنیم.
-
(امریکا- خودمانی)
-
استخوانی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- به هدر رفته
- بی سود
- بی نفع
- داغون
- رام نشده
- مست
- نحیف
- نشئه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wasted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wasted" با ترجمه به فارسی
-
اشغال · زباله
-
پسماندههای خانگی
-
دفع · زوائد · فضله · فضولات · نجاست · پس مانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن