ترجمه "way" به فارسی
راه, روش, جاده بهترین ترجمه های "way" به فارسی هستند.
way
verb
noun
adverb
interjection
دستور زبان
A path. [..]
-
راه
nounwide path [..]
I met Yoko on my way to the theater.
من در راه رفتن به تئاتر با یوکو ملاقات کردم.
-
روش
nounmethod [..]
Do you think that my way of teaching is wrong?
آیا فکر میکنی که روش درس دادن من اشتباه است؟
-
جاده
nounUntil sunrise he galoped over he frozen ield by ways
تا سپیده دم در جاده مهآلود یخ بدان چهار نعلرفت.
-
ترجمه های کمتر
- طریق
- طرز
- سمت
- صراط
- طریقه
- مسافت
- خط
- طرف
- جور
- طور
- شیوه
- جهت
- رفتار
- نحوه
- وجه
- رسم
- نوع
- وضع
- طریقت
- سبک
- سو
- ره
- روال
- فاصله
- دوری
- روند
- قسم
- وضعیت
- ادب
- مقیاس
- طبیعت
- خصلت
- میزان
- جنس
- مقدار
- نمط
- شگرد
- ویژگی
- (در ترکیب)- راهه
- (مجازی) راه
- - جانبه
- - سویه
- - شاخه
- حال 0
- راه و رسم
- روش برخورد
- طرز رفتار
- لحاظ 1
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " way " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Way
proper
دستور زبان
(Sussex) the South Downs Way [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Way" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Way در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "way"
عباراتی شبیه به "way" با ترجمه به فارسی
-
(لامپ برق) دارای سه نوع نور (قوی و متوسط و ضعیف) · سه راهه · سه سویه · سه طرفه · سه طریقه
-
راه آهن
-
مقدمتا به آغاز. اولاً. نخست
-
(نجوم) راه شیری (نام کهکشانی که منظومه ی شمسی و کره ی زمین هم جز آن هستند) · راه شیری · کهکشان راه شیری
-
بارنامه هوائی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن