ترجمه "waxwork" به فارسی

(جمع - بافعل مفرد) موزه ی تندیس های مومی (waxرجوع شود به museum), تندیس مومی, مجسمه ی مومی بهترین ترجمه های "waxwork" به فارسی هستند.

waxwork noun دستور زبان

A figure made of wax, especially an effigy of a famous person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جمع - بافعل مفرد) موزه ی تندیس های مومی (waxرجوع شود به museum)

  • تندیس مومی

  • مجسمه ی مومی

  • هر چیز (به ویژه اثر هنری) مومی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waxwork " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "waxwork" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه