ترجمه "waxing" به فارسی
مومسازی, صفحه ضبط صوت, موم مالی بهترین ترجمه های "waxing" به فارسی هستند.
waxing
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of wax. [..]
-
مومسازی
-
صفحه ضبط صوت
-
موم مالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waxing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "waxing" با ترجمه به فارسی
-
لوبیا چیتی
-
موم ژاپنی (ماده ی روغنی و سپید فامی که از میوه ی چند نوع سماق آسیایی گرفته می شود و در جلا کاری و غیره کاربرد دارد)
-
(گیاه شناسی) · بتهوونيا سريفرا · رجوع شود به carnauba · سروگزیلون آندیکولا · نخل موم · نخل موم (Ceroxylon andicola) · نخل موم آمريكاي جنوبي
-
(جانور شناسی) موم خستر (انواع حشرات لاک پوست که ماده ی موم مانندی از خود ترشح می کنند به ویژه Ericeru pela)
-
پارافین
-
بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي
-
اوژنیا جاوانیکا · سيب جاوا · سيزيژيوم جاوانيكوم
-
گياهان جلايي · گیاهان مومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن