ترجمه "waxen" به فارسی

مومی, تغییرپذیر, زرد بهترین ترجمه های "waxen" به فارسی هستند.

waxen adjective verb دستور زبان

Made of wax; covered with wax. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مومی

  • تغییرپذیر

  • زرد

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) اسم مفعول فعل : wax
    • دگردیس کردنی یا شدنی
    • رنگ پریده
    • ساخته شده از موم
    • موم اندود
    • موم مانند
    • پوشیده شده از موم
    • چرب و نرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waxen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "waxen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه