ترجمه "waxy" به فارسی
مومی, (پزشکی) وابسته به موم گرفتگی اندام, ساخته شده از موم بهترین ترجمه های "waxy" به فارسی هستند.
waxy
adjective
دستور زبان
Resembling wax in texture or appearance. [..]
-
مومی
Thin layer of cutin or waxy material on the external surface of plants
لایه نازک کوتین یا ماده مومی روی سطح خارجی گیاهان
-
(پزشکی) وابسته به موم گرفتگی اندام
-
ساخته شده از موم
-
ترجمه های کمتر
- موم اندود
- موم سان
- موم مانند
- موم گرفته
- پر موم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waxy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "waxy" با ترجمه به فارسی
-
خاصیت مومی · موم سانی · موم مانندی
-
ذرت مومی
-
ذرت مومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن