ترجمه "weekender" به فارسی
مسافر آخر هفته, چمدان دستی (برای سفرهای کوتاه), چمدان کوچک (weekend caseهم می گویند) بهترین ترجمه های "weekender" به فارسی هستند.
weekender
noun
دستور زبان
Someone who visits a place for a weekend break. [..]
-
مسافر آخر هفته
-
چمدان دستی (برای سفرهای کوتاه)
-
چمدان کوچک (weekend caseهم می گویند)
-
کسی که تعطیلی آخر هفته را طی می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weekender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weekender" با ترجمه به فارسی
-
آخر هفته · اخر هفته · تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه) · روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته · هفته پایان (week end هم می نویسند) · هفته پایانی · وابسته به آخر هفته · پایان هفته را در محلی گذراندن
-
در اکثر تعطیلات پایان هفته · هر تعطیلی آخر هفته
-
آخر هفته · اخر هفته · تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه) · روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته · هفته پایان (week end هم می نویسند) · هفته پایانی · وابسته به آخر هفته · پایان هفته را در محلی گذراندن
-
آخر هفته · اخر هفته · تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه) · روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته · هفته پایان (week end هم می نویسند) · هفته پایانی · وابسته به آخر هفته · پایان هفته را در محلی گذراندن
-
آخر هفته · اخر هفته · تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه) · روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته · هفته پایان (week end هم می نویسند) · هفته پایانی · وابسته به آخر هفته · پایان هفته را در محلی گذراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن