ترجمه "weekend" به فارسی

آخر هفته, اخر هفته, تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه) بهترین ترجمه های "weekend" به فارسی هستند.

weekend adjective verb noun دستور زبان

The break in the working week, usually two days including the traditional holy or sabbath day. Thus in western countries, Saturday and Sunday. Occasionally abbreviated to w/e. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آخر هفته

    noun

    break in the working week [..]

    Would you like to have supper with us on the weekend?

    دوست داریم آخر هفته با هم عصرانه داشته باشیم

  • اخر هفته

    noun

    We should all go and spend a weekend in Oxford.

    بايد هممون بريم يه اخر هفته رو توي آکسفورد بگذرونيم.

  • تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه)

  • ترجمه های کمتر

    • روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته
    • هفته پایان (week end هم می نویسند)
    • هفته پایانی
    • وابسته به آخر هفته
    • پایان هفته را در محلی گذراندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weekend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "weekend" با ترجمه به فارسی

  • مسافر آخر هفته · چمدان دستی (برای سفرهای کوتاه) · چمدان کوچک (weekend caseهم می گویند) · کسی که تعطیلی آخر هفته را طی می کند
  • در اکثر تعطیلات پایان هفته · هر تعطیلی آخر هفته
اضافه کردن

ترجمه های "weekend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه