ترجمه "weekly" به فارسی
هفتگی, هفتهنامه, هر هفته بهترین ترجمه های "weekly" به فارسی هستند.
weekly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Once every week. [..]
-
هفتگی
adverbhappening once a week or every week
The meeting opened with the regular weekly stunts.
جلسه با شیرینکاریها ی معمول هفتگی شروع شد.
-
هفتهنامه
publication that is published once a week
Naturally, Pippin's Weekly had not wanted to commit itself too far.
طبیعی است که هفتهنامه مذکور نمیخواسته تا زیاده از حده مسئولیت قبول کند
-
هر هفته
She received weekly reports on Tony, and she was pleased with them.
حتی کیتو کیت هر هفته گزارشی راجع به تونی دریافت میکرد و از خواندن آن راضی بود.
-
ترجمه های کمتر
- هفت روز یکبار
- هفته به هفته
- هفته نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weekly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weekly" با ترجمه به فارسی
-
هفتهنامه
-
ویکلی استاندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن