ترجمه "whack" به فارسی
زدن, شترق, دنگ بهترین ترجمه های "whack" به فارسی هستند.
whack
adjective
verb
noun
دستور زبان
A blow, impact or slap. [..]
-
زدن
verband all of a sudden there's a massive "whack,"
و یکباره صدای بلند کتک زدن میاید،
-
شترق
-
دنگ
-
ترجمه های کمتر
- سیلی
- چک
- صدای ضربه ی تند
- ضربه ی تند و صدادار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن