ترجمه "whammy" به فارسی

جادوگر, (خودمانی) بدشانسی, چشم بد بهترین ترجمه های "whammy" به فارسی هستند.

whammy noun دستور زبان

an evil spell; a curse or hex [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادوگر

    noun
  • (خودمانی) بدشانسی

  • چشم بد

  • چشم زخم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whammy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whammy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه