ترجمه "whaling" به فارسی
شکار نهنگ, (عامیانه) کتک جانانه, صید نهنگ بهترین ترجمه های "whaling" به فارسی هستند.
whaling
noun
verb
دستور زبان
The practice of hunting whales. [..]
-
شکار نهنگ
hunting of whales
What more logical thing could they do than catch whales to replace them?
چه چيزي منطقي تر از شکار نهنگ ها براي جايگيزينيش مي تونند انجام بدهند ؟
-
(عامیانه) کتک جانانه
-
صید نهنگ
-
وال گیری
Perhaps the only formal whaling code authorized by legislative enactment, was that of Holland.
شاید تنها روش رسمی وال گیری که با وضع قانون محکم شده است همان قانون هلند باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whaling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "whaling" با ترجمه به فارسی
-
دم نهنگی
-
نهنگ خلبان بالهکوتاه
-
توأمان
-
(جانورشناسی) وال بزرگ سر (از تیره ی Balaenidae) · نهنگ شکار
-
خودکشی نهنگها
-
(جانورشناسی) وال بی دندان (راسته ی Mysticeta)
-
نهنگ دندانکلفت
-
(جانورشناسی) نهنگ سیاه · سیاه وال (Eschrichtius robustus - بومی شمال اقیانوس آرام)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن