ترجمه "widget" به فارسی

چیز, ابزار, چیزک بهترین ترجمه های "widget" به فارسی هستند.

widget noun دستور زبان

An unnamed, unspecified, or hypothetical manufactured good or product. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چیز

    noun
  • ابزار

    noun
  • چیزک

  • ترجمه های کمتر

    • الت
    • توشه
    • ماسماسک
    • اسباب
    • اسمش
    • وسیله
    • رجوع شود به gadget
    • فلان چیز
    • هر وسیله یا اسباب کوچک (به ویژه ابزار فرضی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " widget " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "widget" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "widget" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه