ترجمه "widespreading" به فارسی
شایع, گسترده, در حال گسترش بهترین ترجمه های "widespreading" به فارسی هستند.
widespreading
-
شایع
I researched this and found this was a widespread problem.
من تحقیق کردم و فهمیدم که این یه مشکل شایع بود
-
گسترده
adjectiveBut she refused to believe that widespread, organized opposition existed or could exist.
اما از این باور سر باز میزد که مخالفت گسترده و سازمان یافتهای وجود داشته باشد.
-
در حال گسترش
-
متداول شونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " widespreading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "widespreading" با ترجمه به فارسی
-
باز · دامنه دار · رایج · شایع · فراوان · همه جا منتشر · گسترده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن