ترجمه "widen" به فارسی

گشاد کردن, توسعه دادن, عریض (تر) کردن بهترین ترجمه های "widen" به فارسی هستند.

widen verb دستور زبان

(intransitive) To become wide or wider. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گشاد کردن

    verb

    but Ron, eyes widening in horror at the sight of Fleur

    رون به محض دیدن فلور چشمهایش را گشاد کرد

  • توسعه دادن

    as a doorway to widening his circle of compassion.

    راهرویی بسوي توسعه دادنِ حلقه مهربانی، استفاده میکند.

  • عریض (تر) کردن

  • ترجمه های کمتر

    • وسعت دادن
    • پهن (تر) کردن
    • پهن کردن
    • گسترده (تر) کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " widen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "widen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه