ترجمه "widely" به فارسی

زیاد, در بسیاری از جاها بهترین ترجمه های "widely" به فارسی هستند.

widely adverb دستور زبان

commonly; generally; to a great degree [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیاد

    adjective verb

    So hoops aren't so wide this year, she thought, scanning the red plaid gown.

    پس امسال پایین دامنها زیاد گشاد نیست و چه رنگ زنندهای دارد این لباس قرمز بلند.

  • در بسیاری از جاها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " widely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "widely" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - سرزمین یا شهر) بی قانون (که در آن فحشا و قمار و غیره آزاداست) · (چشم یا دریچه و غیره) کاملا باز · چهارتاق · گشوده
  • (آواشناسی) رجوع شود به lax 1 · (انگلیس - خودمانی) مرد رند · (به ویژه در ترکیب) سرتاسری · (خوراک دام) کم پروتئین · (در ترکیب) سرتاسری · (کاملا) باز · بسیار · به خطا رفته · به عرض · به پهنای · تمام - · جادار · جامع · جای وسیع · در سرتاسر · دغل 0 · دور · دور از · دوردست · زرنگ · زیاد · سرتاسر - · عریض · عظیم 3 · فراخ · فراخنا 4 · فراخناک · فراوان · محل جادار · مفصل · همه - · وسيع · وسیع · پر پهنا · پرت · پهن · پهناور · چهارتاق · کاملا 2 · کم قوت · گسترده · گشاد · گشوده
  • کنسرسیوم وب جهانشمول
  • با چشمان کاملا باز (در اثر ترس یا شگفتی) · بی تجربه · ساده دل · گشوده چشم
  • فراخی
  • پهن گسترده، درندشت، فسیح، فراخ
  • پنجره بزرگ
  • هواپیمای پهنپیکر
اضافه کردن

ترجمه های "widely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه