ترجمه "wildcat" به فارسی

سرخودی, غیرمجاز, پرخاشجو بهترین ترجمه های "wildcat" به فارسی هستند.

wildcat adjective verb noun دستور زبان

A species of cat, Felis silvestris. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخودی

  • غیرمجاز

    adjective
  • پرخاشجو

  • ترجمه های کمتر

    • پرمخاطره
    • متزلزل
    • جانور
    • حیوان
    • (اعتصاب) غیرقانونی (تایید نشده از طرف اتحادیه یا برخلاف قرارداد)
    • (طرح اقتصادی یا روش بازرگانی و غیره) محاسبه نشده
    • (چاه نفت در محلی که انتظار وجود نفت در آنجا نمی رفته است) چاه اکتشافی
    • (چرخ بالابر کشتی که دندانه داراست و زنجیر به جای طناب در آن قرار می گیرد) چرخ دندانه دار
    • آتشی مزاج
    • آدم پرخاشگر
    • استوانه ی دندانه دار
    • الله بختی
    • اهل جنگ و دعوا
    • ریسک دار
    • زود خشم
    • شورتی وار
    • غیرقابل اعتماد
    • چاه الله بختی زدن
    • گربه دشتی
    • گربه ی وحشی (انواع درندگان مانند: bobcat و lynx و ocelot و serval)
    • گربه ی ولگرد (wild cat هم می نویسند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wildcat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wildcat
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازار چالشی

تصاویر با "wildcat"

اضافه کردن

ترجمه های "wildcat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه