ترجمه "wilderment" به فارسی

اشفتگی, حیرت بهترین ترجمه های "wilderment" به فارسی هستند.

wilderment noun دستور زبان

The state of being bewildered; confusion; bewilderment.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشفتگی

  • حیرت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wilderment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wilderment" با ترجمه به فارسی

  • ناحيه طبیعی حفاظتشده · نواحی طبیعی حفاظتشده
  • (مهجور) وحشی بودن · بادیه · برهوت · بیابان · بیدا · توده ی عظیم · خراب آباد · خرابات · در و دشت · دور افتاده · زمین بایر · سرزمین بایر · سرزمین وحوش · صحرا · طبیعت دست نخورده · هرز زمین · پهنه · گستره
  • (قدیمی) · تورتن وایلدر (نمایشنامه نویس امریکایی) · راه خود را گم کردن · سر در گم کردن یا شدن · هاج و واج کردن یا شدن · گمراه کردن
  • (امریکا) ناحیه ی طبیعی و حفاظت شده · پارک طبیعی
  • بیلی وایلدر
  • کولهگردی
  • (مهجور) وحشی بودن · بادیه · برهوت · بیابان · بیدا · توده ی عظیم · خراب آباد · خرابات · در و دشت · دور افتاده · زمین بایر · سرزمین بایر · سرزمین وحوش · صحرا · طبیعت دست نخورده · هرز زمین · پهنه · گستره
  • ناحيه طبیعی حفاظتشده · نواحی طبیعی حفاظتشده
اضافه کردن

ترجمه های "wilderment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه