ترجمه "wilderness" به فارسی
بیابان, صحرا, برهوت بهترین ترجمه های "wilderness" به فارسی هستند.
An unsettled and uncultivated tract of land left in its natural state [..]
-
بیابان
nounScarlett's heart failed a beat when she thought how close Tara had come to going back to wilderness.
اسکار لت با خود فکر میکرد واقعا چه نزدیک بود که تارا به بیابان تبدیل شود.
-
صحرا
nounI'm starting to think we're not wilderness people.
کم کم دارم فکر ميکنم ما آدم هاي دشت و صحرا نيستيم.
-
برهوت
When the next dawn came, they entered the Great Karroo, where the real wilderness began.
سحرگاه روز بعد، انها وارد کار وی بزرگ شدند، جایی که به راستی بیابانی برهوت بود.
-
ترجمه های کمتر
- بادیه
- پهنه
- در و دشت
- خرابات
- بیدا
- گستره
- (مهجور) وحشی بودن
- توده ی عظیم
- خراب آباد
- دور افتاده
- زمین بایر
- سرزمین بایر
- سرزمین وحوش
- طبیعت دست نخورده
- هرز زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wilderness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a wooded region in northeastern Virginia near Spotsylvania where bloody but inconclusive battles were fought in the American Civil War
"Wilderness" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wilderness در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wilderness"
عباراتی شبیه به "wilderness" با ترجمه به فارسی
-
ناحيه طبیعی حفاظتشده · نواحی طبیعی حفاظتشده
-
اشفتگی · حیرت
-
(قدیمی) · تورتن وایلدر (نمایشنامه نویس امریکایی) · راه خود را گم کردن · سر در گم کردن یا شدن · هاج و واج کردن یا شدن · گمراه کردن
-
(امریکا) ناحیه ی طبیعی و حفاظت شده · پارک طبیعی
-
بیلی وایلدر
-
کولهگردی
-
ناحيه طبیعی حفاظتشده · نواحی طبیعی حفاظتشده
-
(امریکا) ناحیه ی طبیعی و حفاظت شده · پارک طبیعی